یعنی چی ؟
ما مثلا مسلمونیم ؟ چرا وایسادیم نگاه نگاه میکنیم ؟ پس چرا دست بکار نمیشیم ؟

مگه نه اینکه دینمون گفته اگه به یک کشور مسلمون تجاوز شد وظیفه بقیه مسلمون هاست که ازش دفاع کنند ؟
مگه نه اینکه دینمون گفته خون کشوری که به قوم مسلمون حمله کنن حلاله ؟
مگه مسلمون بودن فقط به اسمه ؟
وایسادیم نگاه میکنیم و خیلی راحت از کنار همچین اتفاقاتی رد میشیم ، بعد انتظار داریم همای سعادت بیاد بشینه رو سرمون .
از چی میترسیم ؟
از آمریکا ، از اسراییل ، از جهان ، از مرگ یا از وقوع جنگ جهانی سوم ؟ از خدا چی ؟
مگه نه اینکه قدرت خدا برتر از همه قدرتهاست ؟
پس ایمانمون چی میشه این وسط ؟ یعنی ما به خدا ایمان نداریم ؟ اون خدایی که این دستور رو داده مطمئنا هوای اونایی که از دستورش پیروی کنند رو داره . نداره ؟
نمیدونم ماجرای آمنه رو شنیدید یا نه . اما پیشنهاد میکنم حتما بخونیدش . یکم طولانیه ولی میارزه .
خلاصش اینه که یک پسر نادان رو صورت یک دختر خانم جوان که آمنه باشن اسید میپاشه و باعث میشه آمنه چشمهاش و صورتشو از دست بده و خلاصه زندگی به کامش زهر میشه و … .

و اما این مطلب رو گذاشتم تو وبلاگم تا هر کسی میتونه و میخواد به آمنه کمک مالی و یا معنوی و یا تبلیغاتی کنه .
کمک معنوی میشه دعا کردن برای آمنه تا هر چی زودتر چشمهاش رو به دست بیاره و دوباره بشه مثل روز اولش ( ایشالله ) تا بتونه دوباره به زندگی عادیش ادامه بده .
کمک مالی هم میشه همون کمک مالی دیگه . چون خرج دوا و دکتر آمنه تو اسپانیا بسیار سنگینه و اگر کمک های مالی مردم نباشه حتما مدت مداوای او خیلی طول میکشه و شایدم باعث بشه اصلا مداوا نشه . چجوری باید کمک کنید ؟ کار نداره . به همون لینک بالا میرید و کمک هاتون رو به حساب بانکی آمنه واریز میکنید .
کمک تبلیغاتی هم میشه این که تو وبلاگتون یه همچین پستی بزارید ( یا اینکه تو تایتل وبلاگتون بزارید ) . چون ممکنه بین بازدید کننده های سایت یا وبلاگ شما کسی باشه که بتونه و بخواد که به آمنه کمک کنه . خیلی از بلاگ ها این کار رو کردند .
این دو تا هم به نقل از این سایت هستش .
فردا نیوز : دستور قطع پرداخت هزینه های پزشکی ومسکن آمنه بهرامی دراسپانیا توسط احمدی نژاد .
واشنگتن پست : سرانجام بهرامی را از آپارتمانش در بارسلونا بیرون کردند و اعضای یک سازمان اسپانیایی وی را به پناهنگاه بی خانمان ها در این شهر سپردند: “پس از چند روز فهمیدم که در بین معتادان، دائم الخمرها و فاحشه ها گرفتار شده ام! به سختی گریه کردم، مگر چه کار کرده بودم که مستوجب این همه مصیبت بودم؟”
اینم بگم که آمنه بچه محل ما هستش . تازه دانشگاهشونم مثل دانشگاه ما مسیرش از جاده ساوست و فاصله زیادی با هم نداره . پس هواشو داشته باشید ، حسابی . 
و اما من یکی واست دعا میکنم . متاسفم که در حال حاظر کاری بیش از این از دستم بر نمیاد .