مندریوا 2010
دیروز تصمیم گرفتم مندریوا 2010 رو دانلود کنم .
اولش فکر نمیکردم تجربه خوبی باشه . بخاطر اینکه اصلا تجربه خوبی با مندریوا 2009 و 2009.1 نداشتم . اما بعد از نصبش نظرم کاملا عوض شد .
سرعت سیستم خیلی خوب شده . باگها کمتر بودند و محیط سیستم با اینکه از تم la-ora خوشم نمیاد ، ولی قشنگ شده .
برای همین تصمیم گرفتم مطلبی دربارش بنویسم .
بعد از قرار دادن سی دی مندریوا درون سی دی رام و بوت اون ، اولین چیزی که توجه آدمو جلب میکنه صفحه بوت اسپلش بسیار زیبای اونه .
یک صفحه با بکگراند آبی که لگوی مندریوا بالاش داره و با چرخیدن چیزی که نمیدونم چی صداش کنم نشون میده که سیستم داره بوت میشه .

مطمئنا موقع بوت شدن مندریوا ، مثل نسخه های قبلی انتظار دارم که کارت گرافیک بصورت اوتوماتیک شناخته بشه و همین طور هم میشه . چون این یکی از قابلیت های مندریواست .
زمان بوت مندریوا هم بسیار سریع تر شده . فکر میکنم از نظر سرعت بوت ویندوز سون رو هم پشت سر گذاشته . اما هنوز تا اوبونتو راه زیادی داره (البته مطمئنا منظورم سرعت بوت از هارده)
بعد از بوت شدن سوالهایی درباره زبان ، ساعت ، محل زندگی ، کیبورد و … پرسیده میشه و با جواب دادن به اون وارد سیستم میشید .
یکی از قسمتهای زیبای دیگه صفحه لود شدن دسکتاپه که اونم زیبایی خواص خودشو داره .

و حالا به محیط دسکتاپ میرسید . اگه مثل من مندریوای کی دی ای رو گرفته باشید دسکتاپتون اینجوریه . اگرم که گنوم باشه مطمئنا دسکتاپتون یجور دیگست .

یکی از مشکلاتی که یادمه تو مندریوا 2009.1 منو آزار میداد ، مدیریت برنامه های مندریوا بود . هر برنامه ای که میخواستم نصب کنم ، با کلی ارور و پیغام مواجه میشد . حالا یا موقع انتخاب برنامه ، یا وسط دانلود و یا وسط نصب . در ضمن سرعت برنامه هم خیلی پایین بود .
اما تو این نسخه این مشکلات تقریبا به چشم نمیخورن . منظورم از تقریبا اینه که هنوز هست . ولی خیلی کم .
یکی دیگه از خصوصیات مهم و معروف مندریوا کنترل پنل قوی اونه . یک کنترل پنل که کارها رو بسیار آسون میکنه .
با این کنترل پنل میتونید کارهایی مثل مدیریت برنامه ها ، سخت افزار ، شبکه و اینترنت ، سیستم ، فایلهای به اشتراک گذاشته شده ، دیسک ها ، امنیت سیستم و بوت رو اینجام بدید . البته مطمئنا هر کدوم از این قسمتها زیر مجموعه هایی هم دارند .

از مشکلات دیگه ی مندریوا 2009.1 روی بعضی از سیستم ها سرعت بسیار پایین محیط گرافیکی اون بود . با فعال کردن افکتهای دسکتاپ ، سرعت سیستم بسیار پایین میومد . طوری که آدم ترجیح میداد افکتهارو غیرفعال کنه .
اما تو این نسخه سرعت محیط گرافیکی بسیار بالا رفته . طوری که احساس میکنم سرعتش از اوبونتو هم بیشتر شده .
از قابلیت های جدید مندریوا که من اولین بار تو اوبونتو دیده بودم ، نحوه ماونت بقیه پارتیشن هاست . یعنی موقع بوت هیچ پارتیشنی ماونت نمیشه . بعد از بوت روی هر پارتیشنی کلیک کنید با گرفتن پسورد خودش پارتیشن رو ماونت میکنه .
یکی دیگه از خوبی های مندریوا که مثل اینکه همیشه بوده و من تازه بهش پی بردم اینه که از سیستم صدای پالس (PulseAudio) برای سیستم صوتی استفاده میکنه . البته بنظرم خوبی استفاده از پالس اودیو بیشتر به نظر شخصی کاربر بر میگرده .
اما PulseAudio بیشتر بدرد افرادی که چندتا کارت صدا و یا مثل من هدست یو اس بی دارند میخوره . چون میشه گفت PulseAudio تو مدیریت چندتا کارت صدا حرف نداره . دربارش زیاد توضیح نمیدم . فقط یک مثال میزنم . یکی از خصوصیات خوب PulseAudio اینه که شما میتونید تنظیم کنید که فلان برنامه صداش از طریق کارت صدای اولی و برنامه دیگه صداش از طریق کارت صدای دیگه و یا هدست یو اس بی تون پخش بشه . البته برای انجام اینکارها باید پنل مخصوص پالس یعنی Padevchooser رو نصب کنید .
مندریوا 2010 همچنین قابلیت شناسایی پارتیشن های EXT4 رو داره . اما همچنان قابلیت نصب بر روی این سیستم فایلی رو نداره .
از خوبی های مندریوا که بگذریم به مشکلاتش میرسیم .
درسته که خیلی از باگهای مندریوا رفع شده . ولی این دلیل نمیشه همش رفع شده باشه .
* مثلا تو مندریوا موقع گوش کردن آهنگ با آماروک نمیتونید به وسط آهنگ برید . این مطمئنا باگ آماروک نیست . چون روی اوبونتو و دبیان اینجوری نیست .
* یکی دیگه از مشکلات هم پکیج منیجر اونه که با اینکه خیلی بهتر شده ، ولی هنوز مشکل داره . البته اونطوری نیست که نشه باهاش کار کرد .
* مشکل بعدی هم اینه که بعد از نصب ، تنظیمات زیادی رو باید انجام بدید و این برای یک کاربر تازه کار یکم سخت میشه . مثلا کلید های مالتی مدیای کیبورد تنظیم نیستند (حتی خود کیبورد هم در همه حال 101 کلیده شناخته میشه) یا گراب خیلی از سیستم عاملها رو شناسایی نمیکنه . فقط خودشو میشناسه و ویندوزو .
* مشکل چهارم هم اینه که خیلی از برنامه ها توی مخازن مندریوا یافت نمیشه و مجبورید که خودتون دست به کار شید و کامپایلش کنید .
* و آخرین مشکل (که بیشتر یک نظر شخصیه) تم la-Ora ست که بنظرم در مقابل تم پیش فرض کی دی ای یعنی اکسیژن هیچ حرفی برای گفتن نداره . بهتر بود که مندریوا از همون تم اکسیژن استفاده میکرد یا حداقل سعی میکرد یه تمی بسازه که با اکسیژن قابل مقایسه باشه .
البته میشه گفت از خوبی های همین تم ، هماهنگ شدن بیش از اندازه برنامه های گنوم و کی دی ایه .

برنامه های پیشفرض مندریوا فایرفاکس ، گیمپ ، دریگون پلیر ، آماروک ، کی میل ، اپن آفیس ، کی ارگانیزر ، کی گت ، کپت هستند . البته کانگرور هم برای طرفدارانش موجوده .
اما در آخر اگه بخوام باید بگم که مندریوا اگه از چندتا مشکل کوچیکش صرف نظر کنیم ، خیلی عالی شده . طوری که حتی بنظر من ارزش استفاده بصورت سیستم عامل اصلی رو داره .
===========================
* خبر رسید که مندریوا 2010 با گرافیک های ATI مشکل داره . این مشکل بخاطر اینه که از xorg جدید استفاده شده و ATI هنوز این ورژن xorg رو پشتیبانی نمبکنه
* مشکل آماروک هم حل شد . امروز یعنی دو روز بعد از این پست یه آپدیت اومد که مشکلو حل کرد
=-=-=-=-=
Powered by Bilbo Blogger
به به باز این داش بردیای گل ما یه پست هیولا داد که نمیشد ازش گذشت. من مندریوا ۲۰۱۰ رو ندیده بودم الان که به اسکرین شات ها نگاه میکردم واقعا غافلگیر شدم خیلی زیباست.
ممنون بابت این پست. مطلبی که در ادامه مینویسم نظر و تجربه شخصی من هست و قصد جسارت ندارم بردیا جان
من هم برای مندریوا ۲۰۱۰ آرزوهای زیادی داشتم و می خواستم خبرش رو + چند تا ریویو ازش توی linuxshare بنویسم. ولی متاسفانه این مندریوا ۲۰۱۰ اونقدر بد بود که حالم رو گرفت.
- من این توزیع رو در دو سیستم امتحان کردم. یکی لپتاپ و یکی PC ! روی pc که به هیچ عنوان بوت نشد و نتونستم وارد محیط live و حتی ترمینال بشم !! ( سی دی و md5 سالمه !!)
- و اما در لپ تاپ hp dv6 1225 مندریوا ۲۰۱۰ بیش از ۵ دقیقه طول کشید که در حالت لیو بوت بشه !!! جالبه برام که چرا به نصاب مندریوا ۲۰۱۰ اشاره ای نکردید ! مندریوا ۲۰۱۰ نه تنها نصاب درست و حسابی و مجتمعی نداره بلکه قسمت پارتیشن بندی اون نیز بسیار مضخرف و گیج کننده است !! طوری که اصلا نمیشه باهاش کار کرد ! خلاصه با هزار و یک مصیبت تونستم روی این لپ تاپ نصبش کنم !
- و اما برسیم به قسمت شیرین داستان ! تیم توسعه ی این توزیع بسیار مضخرف یک سوتی بسیار بزرگ دادن !! و اون این هست که از Xorg 7.5 استفاده کردن و از اونجایی که درایور کارت های ATI این نسخه از xorg رو ساپورت نمی کنه بنابراین درایور گرافیک لپ تاپ من به هیچ عنوان قابل نصب نیست تا زمانی که درایور جدید بیاد !
- بعد از اولین بوت به سیستم آماروک برای من اجرا نشد و سیستم حالت ناپایدار داشت !
در مجموع نصب مندریوا ۲۰۱۰ رو به هیچ کس پیشنهاد نمی کنم !
اگر دوست داشتید تاپیک زیر رو هم مطالعه کنید:
http://forum.ubuntu.ir/index.php/topic,11496.0.html
مرسی حسین جان . ممنون بابت کامنتت
من واقعا شکه شدم . چون مندریوا رو سیستم من خیلی خوب جواب داده .
حتی بعضی جاها از اوبونتو هم بهتر .
البته گرافیک من NVidia س و شاید بخاطر همینه که خوب با سیستم مچ شده .
درباره کارت گرافیک هم روی لپتاپ برادرم تست کردم . درست میگید . با گرافیک های ATI مشکل داره . البته قسمتهای دیگه مثل سیستم من همچنان خوب کار کرد .
درباره نصاب نظر خاصی ندارم و بنظرم اینکه خوبه یا بده نظر شخصی کاربر میتونه باشه . از نظر من برنامه نصاب مندریوا شاید قوی نباشه ، ولی ضعیفم نیست .
در واقع فکر میکنم تیم مندریوا سعی داشتن یه نصاب ساده و جمع و جور بسازن که شاید بخاطر همینه که کاربرای حرفه ای رو گمراه میکنه . ولی از اونجایی که من اولین توزیعی که نصب کردم مندریوا 2007.1 بود با همین نوع نصاب ، فکر نمیکنم این نصاب مشکلی برای کاربرای تازه کار بوجود بیاره . چون اون موقع منم تازه کار بودم و خامو بی تجربه
ولی در کل درباره مشکلاتی که شما مطرح کردید و تو فروم اوبونتو دیدم واقعا نمیدونم باید چی بگم .
خیلی دوست دارم یه لینوکس جدید که از KDE 4.2 به بالا استفاده کنه رو آزمایش کنم. حالا نمیدونم این Mandriva 2010 رو نصب کنم یا OpenSUSE 11.2 که فردا پس فردا قراره بیاد؟! تازه نسخه جدید فدورا هم چند رو دیگه میاد! منم از کامنت حسین خیلی تعجب کردم؛ Feedback خیلی از کاربرها مثبت بوده نسبت به مندریوا ۲۰۱۰ و حتی بعضی ها اون رو بهتر از اوبونتو ۹.۱۰ دونستن. این amd/ati مزخرف رو هم باید ignore کرد. اصلا برا کاربران غیر ویندوز اهمیتی قائل نیستن.
یه سوال بیربط: لینوکسی داریم که برنامههاش مثل ویندوز نصب بشه؟ یعنی یه نصاب که شامل تمام فایل های باینری برنامه و پیش نیازهاش باشه؟
من درباره سوزه هم که قراره بیاد زیاد شنیدم . مثل اینکه قراره توزیع خوبی از آب در بیاد .
درباره سوالت هم دقیقا اطلاعی ندارم .
ولی اسلکس یه جورایی میشه گفت اینجوریه . یعنی ماژول ماژوله . نمیدونم اسلکسو دیدی یا نه .
مثلا یه ماژول میگیری واسش ، کلا واسه QT4 . بعد یه ماژول دیگه میگیری واسه SMPlayer .
یا SQL ، OpenOffice یا … .
البته اونتو هم پیشنیاز ها بازم هست . ولی کمتر .
مثلا یه KDE4 رو میتونی با 20-25 تا ماژول نصب کنی .
شاید کروم اواس نحوه نصب برنامه هاش مثل ویندوز و مک باشه .
@ساسان : تنها لینوکسی که با wine عرضه می شه احتمالا opensuse که برای کاربرایی که با ویندوز فقط بازی می کنن کافی هست. من که opensuse رو خیلی دوست دارم.
سلام دوستان
اول از پست عالی شما متشکرم فکر کنم شما از معدود افرادی هستید که بیطرف مطلب مینویسید.
دوم اینکه من از لینوکس شاپ مندرایوا2010 را خریدم و نصب کردم.خیلی عالیه وافرادی که به ویندوز عادت دارندمیتونند باهاش ارتباط برقرار کنند. البته این اولین باره که لینوکس نصب میکنم و سعی دارم به لینوکس عادت کنم مخصوصا واسه اینترنت.
اما چندتا سئوال داشتم:
1- من تو این دی ویدی نمیدونم چطور لایو بوت شم.
2- ایا امکان ریختن مندرایوا رو فلاش مموری هست که من هرجا خواستم به اینترنت وصل شم, با لینوکس خودم امن و امان وصل شم. مخصوصا اینکه کارم کامپیوتره و ویندوزای نابودشده زیادی رو باید نجاات بدم
3-ایا برای لینوکس هم برنامه های پرتابل هست؟ چون من 80%از برنامه های پرتابل استفاده میکنم و یک سایت برای همین هم دارم
متشکرم شاد باشید
من واقعا بابت دیرکرد تو پاسخم عذر میخوام
درباره سوال اولت باید بگم دی وی دی مندریوا لایو بوت نداره و مستقیم باید نصب بشه .
درباره نصب مندریوا روی فلش مموری هم نمیدونم بشه یا نشه . ولی نسخه ای از مندریوا به اسم Mandriva Flash هست که توسط خود مندریوا هم عرضه میشه که پولیه . ولی باید بشه از توی تورنت و اینطور جاها پیداش کرد .
درباره سوال آخرتون هم مطمئن برنامه پرتابل هست . ولی نه زیاد . علتهای زیادی هم داره .
در کل بنظرم اگه میخوای یه نسخه لینوکس همراه داشته باشی ، اسلکس یا همون slax بهترین گذینس
خوش باشی